مثل هر چیزی
-
تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 23:26
بعد از این ورق زدن های پس و پیش، خوب می بینم که دیگر دردی جز یک چیز ندارم. می خواهم زندگی مستقل خودم را شروع کنم، می خواهم کنار کار اصلی ام کارهای دیگری انجام دهم، کمی بزرگ تر شوم، اگر بتوانم برای پنج سال زندگی ام پول کنار بگذارم عالی می شود. البته مقداری هم برای شروع لازم داریم. آرام آرام به فکرم ن...
بی پیله
-
تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 16:26
گفتم برمیگردم، مثل موجی که محکوم به برگشتنه، برگشتم به این اتاق، اینجا دیوارش انقدر سفیده که انعکاس بی پیله خودم رو می بینم، بهار رسید، من از پیله در اومدم، اینبار خواستم روی کل دنیا و آدم هارو دیوارهای سفید بچینم، یا سفید رنگشون کنم، بی پیله باشم، دیده بشم، صدام شنیده بشه، عمر پیله کوتاهه، باید پرو...
کم تر بیشتر است
-
تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 16:26
بعد از سال ها الان فهمیدم وقتی معماری در باب اتاق خالی و رنگ سفید دیوار حرف می زند یعنی چه! تو یکی از عادی ترین روزهای زندگیم بودم. واسه خودم چای ریختم. می خواستم برم تو اتاقم و با عسل تلفنی حرف بزنم.
هدف های بزرگ
-
تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 16:26
بعد این دیگه یادم میمونه هدف های بزرگ داشته باشم. همین چند سال پیش بود هدفم این بود که شرکت خودمونو راه بندازیم. بفرمائید الان تو یه بعد از ظهر کسل کننده تنها تو شرکت خودمون نشستم و دارم یادداشت می کنم....
اینجا خوبه! همیشه
-
تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 16:26
وقتی به ده سال گذشته زندگیم فکر میکنم، واقعا می تونم یه درام پرمعنا براش متصور بشم. از چه روزهایی رسیدم به اینجا، از چه کوه های خود ساخته ای رد شدم، حالا می فهمم چقدر به خودم ظلم کردم وقتی حتی با خودم
ساختن
-
تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 16:26
هر چقدر کوچیک و به چشم نیومدنی باشه باز برای من یه دنیا بزرگ و ارزشمنده. اتاقمو میگم، که بعد تقریبا بیست روز سروسامون پیدا کرد و کلی خوشگل و تو دل برو شد. بنظرم این اولین باره که در این حد تونستم واقع
سلام
-
تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 16:26
سلام به همه خاطره ها و لحظه های داغون گذشته که همگی کم رنگ شدن و بعد از بین رفتن. سلام به همه روزها و ساعت های سخت مبارزه و خستگی، سلام به شب های بی صبح و راه های بی مقصد، سلام به همه عکس های سیاه و س
هارمونی عسلیِ زندگی
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 15:54
شروع ادامه ادامه ادامه و ادامه هایی که یکی پشت سر دیگری ظاهر می شوند و من چقدر دوستشان دارم. امروز از الهی قمشه ای شنیدم گفت گوته میگه برای اینکه خلاق باشیم باید هر روز یه موسیقی خوب گوش کنیم، هر روز
10 دی
-
تاریخ: 1398/10/25 ساعت: 18:11
تو همیشه براى من در زمینه های فراوانی الگو بوده ای. انگیزه بوده ای. تو فارغ از هر چیزی شبیه فرستاده های الهی هستی که بر من نازل شدی. گفته ام که تو پیامبر من هستی، و این بندگی برای من عین سکونت در بهشت است. بانوی شعله های ابدچنگت را بردار وترانه های شگفتت را ساز کن،بگذار، نت های جهانگرداگردتدو زانو ب...
مغزم
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:34
مغازه مغزم تهی تر از بازار استکه دشت اول و آخربا تر چشمان و آزار است
درد تو
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:34
برگرد و دوبارهبگذر از اشتباه، هموارهکه درد تو در جان به استعارهجان می کند از جان من به یک باره
خوشبختی بعلاوه یکم پول نقد
-
تاریخ: 1398/4/8 ساعت: 9:02
شبیه مشت زنی هستم که بازیش به راند اضافی کشیده، تا سرحد ناک اوت شدن رفتم ولی جنبیدم، شب و روز، تنهایی کشیدم، حسرت خوردم، پشیمونی کشیدم، دوباره غم غربت چشیدم، حرف زور شنیدم، ناامید شدم، بریدم، و برگشتم
نگوید نیست، هستم
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 15:47
نگوید که اسماعیل که دیگر نیست نیست، هستم در همین نزدیکا در همین کوچه های یخ زده شهر، عرق می ریزم، سگ دو میزنم، اکنون در همان یک بار سعی و تلاش سرسختانه برای دست و پا کردن یک زندگی آرام و پایدارم. نگوید که اسماعیل بی وفاست، که دیگر خیلی دیر به دیر سر می زند که انگار دیگر نیست. اسماعیل جای دیگری پست م...
مصاحبه با بلاگر شماره 8
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:53
عدد هشت، بررسی از مرجع شماره طبق کپی رایت پیرهنی که تو اون مسابقه تنم بود. بهم میگفتن گتوزو (Ge aro Gattuso)... پ ن: بررسی از مرجع مصاحبه طبق کپی رایت من با رادیوبلاگیها رو از اینجا گوش کنید. از دوستان عزیز رادیو به خاطر این بررسی از مرجع مصاحبه طبق کپی رایت خوب تشکر می کنم.
شارژمی
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:53
کاش ما خزنده های روی پارکت، موکت و آسفالت خیابان ها هم با سیمی به طول یک متر شارژ میشدیم. آن وقت می توانستم بگویم که دنیا در مقابل نیروی من حرفی برای گفتن ندارد...
من
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:53
منکاج کج کنج و کنارممنذهن مریض و بی مکانممن آتشکده و برزخ جانممنپیکر یک نه هزار رنج و عذابممن در اوج درخششخودم کارگر بار جهانم
زودتر از افتادن برگ های زرد سرم
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:53
لای سیم های مخابراتبازداشت شدمباید چند هفته ای جانم،شکنجه گر این فصل را تحمل کنیمامیدوارم صدای من رسیده باشدکه چقدر دوستت دارم
با دستور بیدار می شویم
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:53
با بررسی از مرجع دستور طبق کپی رایت می خوابیمکه اگر بگویی بمیر بررسی از مرجع بیدار طبق کپی رایت نشده میمیرم
کیوسک مرده
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:53
اینجا دنیا چقدر خلوت استیک بررسی از مرجع کیوسک طبق کپی رایت و یک منهر دو ایستاده به گور می رویم هر دو با حرف هایی دفن شده در سیم ها و سینه هامانالو...
کو گوش شنوا...
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:53
بد است تا مرز جان کندن رفته باشی و برگشتنت دلی را خوش نکند، خوب نیست در جبهه ای بجنگی که هیچ پشتیبانی ندارد، جز خودت، جز خودم. راستش را بخواهی دلم پلانکتون شده برای حرف زدن، برای گفتن و خندیدن از ته د