دنیا سرد است

متن مرتبط با «اچ دی» در سایت دنیا سرد است نوشته شده است

آیدین

  • نیلوبلاگ

    به خودم سیلی زدم، گفتم قوی باش. عوض سه تا خیابان دراز و سه تا کوچهی نیم بند، یک خیابان پر از درخت را پیاده تا آن سرش قدم زدم. دختر دوچرخه سوار لای بربری را شکافته بود، املت بار میزد، به آن مردهای دوچرخهسوار طعنه میزد، انگار آنها ماتحتشان بیشتر عرق میکند. من برگشتم خانه. گفتم بخواب کسی نیست شب خوش بگه. نه مسواک نه رخت کندن، بدون من خوابیده بود. دلم برایش خالی شد. تن کندم تا به حرفش بیارم. یک فصلی از سال سراغش آمده بود، نحس. نه خندههایش خنده بود نه گریههایش گریه. نه شب کتابخانه چقدر غریب است. همه دل یک ساختمان بزرگ را خالی میکنند، حالا ریختن توی خیابان، داد میکشند، نگهبان به صندلی تکیه میدهد، به اسارت خودش فکر میکند؛ «آقا کارتتون لطفاً...» دست را به سمتش میبرم، کارت را میقاپد، دکمهی یقهاش را ش...

    ادامه مطلب
  • تبدیل شدن

  • نیلوبلاگ

    امیدوارم در این بعد از ظهر باطل، کسی صدایم را بشنود. من از آنچه که پیشتر بودهام، دور افتادهام، به این منی که تازه و غریب است، عادت نکردهام، نصف روز و تمام شب را به مرور من گذشته سپری میکنم، خودم را داخل عکسها و فیلمها میبینم، دوباره میبینم، تکرارش میکنم، پس و پیش میکشم، تا سرنخی از خودم پیدا کنم. حداقل بتوانم بیشتر بنویسم، این حرفها و فکرها را که منجمداند را جایی آب کنم. ماهیت همه چیز در طول زمان تغییر میکند، من هم هر چقدر سعی دارم آدم عادی و صاحب یک بیوگرافی ساده و دمدستی باشم، نمیتوانم، نمیشود، یک آن از داخل هزارتویی که آدمهای عجیب و غریب تاریخ ازش رد شدهاند سر در میآورم، میان ساده بودن و ساده نبودن قل میخورم، سرم گیج میرود و در نهایت تبدیل به یک گوه گردالی میشوم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هاچا

  • نیلوبلاگ

    فکر کن روزی تنهاییم لای پتک و سندان از من کلیشهای سختجان و بیروح بسازد. این تنهایی من را عاشق همه چیز کرده است. عاشق هر آنچه در حضورِ الحق تو دنیایی بیگانه بودند، خیابانها و کافههای شلوغ، بازار، طبیعت، تئاتر یا هر جایی که بوی خون انسان در آن بجوشد و بجنبد. من کلهی گچی آن مرد متفکرم که سر و دست معلق دارد، من عکس صمد بهرنگیم روی دیوار کافه، من یکی از هزار پیکره سنگی شهریئریم، من بیرق آش و لاش شده جمهوری در مرکز شهرم. من تصویر پیرمرد ریشسفید قلیان بهدست در قهوهخانهام. من ساعت خواب رفته فدکم. من کلوچهی پلاسیدهی پشت ویترین دکه روزنامه فروشی چهارراه حافظم. هیچکس کاری به من ندارد، شاید گاهی نیمچه نگاه بیمنظوری به سمتم پرتاب شود. من سرشار از نگاههای جغدوار، خیره و بیخیزم. من عضو جدید سندیکای درختان...

    ادامه مطلب
  • سفیدی سفید چشمانت

  • نیلوبلاگ

    من به چشم هزار هزار نفر خیره ماندم، از هر رنگ، از هر تیر و طایفهای، زن و مرد، دختر و پسر همه را در ترمینال و متروی بد بوی تهران که به سردخانه بهشت زهرا میماند خسته و له، عاجز و کلافه دیدم. لوچ و کور هم دیدم. و چشم تو را. نه در انتها، بلکه پیش از بیداریم در خواب دیدم. سفیدی'>سفیدی چشمانت دیگر انعکاس آسمان آبی را نداشت. همچون هوای تهران، سفیدی سفید چشمانت تیره و کدر بود. غم داشت. چه گفتهاند که غم از باریکهی لحظههای تلخ و کیندار به دلت نشسته است؟ بیا کمی کودکی کنیم! چشمدلمان روشن شود. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بعدی منم!

  • نیلوبلاگ

    قبل از ظهر. خسته بودم. تو بوق ماشینهای گذری گیر بودم. یادم افتاد باس به برو روی خودم برسم، قول داده بودم همیشه تروتمیز و مرتب باشم، موهام شکسته بود. مثل همیشه حالت نمیگرفتن. حس میکردم باید یه چیزی رو اعلام کنم به همه. یه چیزی با طعم شکستن. که پامو گذاشتم تو یه سلمونی. دو نفر داخل بودن. بیکار بودن...

    ادامه مطلب
  • 10 دی

  • نیلوبلاگ

    تو همیشه براى من در زمینه های فراوانی الگو بوده ای. انگیزه بوده ای. تو فارغ از هر چیزی شبیه فرستاده های الهی هستی که بر من نازل شدی. گفته ام که تو پیامبر من هستی، و این بندگی برای من عین سکونت در بهشت است. بانوی شعله های ابدچنگت را بردار وترانه های شگفتت را ساز کن،بگذار، نت های جهانگرداگردتدو زانو بنشینندبگذار سنبله ها در بارانت خم شوند شعر از شمس لنگرودی...

    ادامه مطلب
  • دیدو

  • نیلوبلاگ

    افق دید تو و من یا افق دید ما به اندازه فاصله نیمکت تا پای برج بود ریسه های رنگارنگ برج مخابرات بزرگتر و پرنورتر از آنی بودند که در روشنای روز خیلی دور از ما روی تپه ای بر فراز شهر گویی هر یک از دیدارهای ما روی یکی از همین چراغ های گرد و خوش رنگ نقش بسته باشد در هپروتمان یک سر ریسه ها را تو می گ...

    ادامه مطلب
  • رادیو بلاگیها-موتسی

  • نیلوبلاگ

    باید نهایت قدردانی را از شما دوستان رادیوبلاگی ها داشت. دانلود فایل صوتی با کیفیت 128 دانلود فایل صوتی با کیفیت 64 لینک نوشته های شما برای فراخوان "سازت را با بهار کوک کن" : خانه من|در دیار نیلگون خواب|مینیس|من یک دختر مسلمانم|یادداشت های خانم انار|در انتظار اتفاقات خوب|حریری به رنگ آبان|دو کل...

    ادامه مطلب