خرید بک لینک

من در ردیف کشدار بوسه های تو غرق بودم

وقتی تو برایم شعر می نوشتی

خودت برایم می خواندی

روی همان نیمکت

ما دورتر از مردمان این شهر تاریک و سرد

عشق را توی سوراخ سنبه های ریه هایمان جای می دادیم

و آنها با دهان هایی بسته

خیابان های شهر را پر می کردند

آنها آلوده ی هوای چرک و صدای گوش خراش خیابان ها بودند

و من

آلوده تو

تو می گویی چیزی یادت نیست

منم جز تو چیزی یادم نیست!

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: جمعه 18 فروردين 1396 ساعت: 12:16

صفحه بندی